الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

102

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

179 - ستاره نصر إلى كوكب النصر انظري كل ليلة * فاني إليه بالعشية ناظر عسى يلتقي لحظي و لحظك عنده * و نشكوا اليه ما تجنّ الضمائر ( احمد قيس ( مجنون ) ) شبانگاهان به ستارهء نصر « 1 » نظر كن ! و من نيز به او خواهم نگريست ؛ شايد نگاه‌هاى ما با يكديگر تلاقى كند و آن‌گاه غم دل با يكديگر واگويه كنيم . 180 - زنجير اشك إذا رأيت عارضا مسلسلا * في وجنة كجنحة يا عاذلي فاعلم يقينا أنني من امة * تنقاد للجنة بالسلاسل ( ناشناس ) « 2 » * * * اى ملامت‌گر ! آن‌گاه كه اشك را به زنجير كشيده بر چهرهء گنهكار ديدى ، بدان ، من از آن امّت هستم كه مرا با زنجير به سوى بهشت خواهند كشيد . 181 - زيارت « هريره » احسن بيتى از نتايج طبع اعراب ، اين بيت است كه « اعشى » سروده است : قالت هريرة لما جئت زائرها * ويلي عليك و ويلي منك يا رجل * * * هنگامى كه به زيارت « هريره » آمدم ، گفت : واى من بر تو و واى من از تو اى مرد ! 182 - وصف پادشاهى در شعر عربى در « كتاب اغانى » مسطور است : روزى « مأمون » خليفه ، حضّار مجلس را گفت ، شعرى را بخوانند كه دلالت بر كلام پادشاهان بكند . بعضى از حاضرين مجلس اين بيت از « امرء القيس » « 3 »

--> ( 1 ) . نصر : به معنى « كركس » است و نام دو ستاره است كه يكى را « نصر طاير » و ديگرى را « نصر واقعى » گويند . ( 2 ) . احتمالا شاعر از متأخرين است . ( 3 ) . از پادشاهان قرن اول هجرى .